و.مثل همیشه بر همه عزیزان سلام!!
با عرض شرمندگی من بنا به دلایل شخصی متاسفانه دیگه هر روز نمی تونم برای دوستان
نظر بزارم و از شما چه پنهان بعلت فضای مملو از یاس و نا امیدی و غم آلود!حاکم بر
اکثر وبلاگهای بلاگفا وقتی داخل میشم ! دچار یک نوع افسردگی شدیدمیشم!
و انگار که وارد یک دنیای پر از غم شدم! اول تصمیم گرفتم بیام خدا حافظی
ولی دیدم من که خود به خود حضورم کمتر شده و میشه! دیگه نیازی به
ننه من غریبم بازی نیست!!! البته از اول هم بنابه قول اقای صیادی و آقای
پیرو قرار ما بر حضور در این محیط خاکستری نبود ولی .....
بگذریم! هدف از اینهمه مقدمه چینی فقط این بود که اگه کامنت کم گذاشتم
یا دیر به دیر اومدم دلیل به فراموش کردن دوستان نیست!و همه برای همیشه
در قلب نداشته من جا دارید!! از کلیه دوستان بخاطر تمامی محبتهای
بی شائبه شان که در حق من داشتند سپاسگزارم!
عزت عالی مستدام
توضیحات تکمیلی و توجیحی: بابا شما چرا عزا گرفتید یک عده؟؟ من نرفتم که بمیرم؟
گفتم چون فصل کار کشاورزی ما شروع شده و هم بعلت مسائل خصوصی!!
و هم بعضی موارد کذایی دیگر!! من هر روز نمی تونم برای دوستان نظر بذارم!!
ولی شبهای ۵ شنبه که همه اموات هوشیار هستند! من هم میام سرقبر وبلاگم
و تا جایی که این خواب بی مرام اجازه بده سر به سر دوستان خواهم گذاشت!!
حداقل ۱۰ روز به ۱۰ دیگه حتما یک پست بی مزه می زنم!!)) ۲۸/۱/۱۳۸۵
((ضمنا شنیدم بعضی ها به علامت !!!!!!!!!! تعجب من حساسیت دارند!!!!!!))
خوابگاه!!
اهل شهرستانم
(( نسبم شاید برسد))
به انیشتن . نیوتن . یا که ارسطا طالیس!!
اهل دانشگاهم
قبله ام هست کتا ب!
جا نمازم دفتر !
جزوه . سجاده من!
من کتابم را وقتی می خوانم !
که شده آخر (( ترم))
اهل خوابستانم!!
خوابگاهم قفسی هست که 9 تا 10 تن!!
مثل من . شب همه شب. بر کف آن می خوابند!
فکر من در پی امرار معاش !!
پی بگرفتن قرض از رفقا
یا پی وام ز یک جای دگر!
یا که یک چیز دگر! گم شده است!
(( من نمی دانم . که چرا می گویند))
هنر و کسب علوم!
بهتر است یا ثروت؟؟
و چرا در کف دانشمندان پولی نیست؟
(( جور دیگر باید دید))
علم را باید شست!!
پول را باید جست!!
من بدهکارم
بابت خرج غذا!!
بابت پول کتاب
(( پدرم پشت دو بار آمدن چلچه ها . پشت 2 برف))
چند سالیست ز دنیا شده است باز نشست!
اهل دانشگاهم!
((روزگارم بد نیست))

پشه و ازدواج مجدد!!!
توجه: لطفا ( پشه را با تشدید بخوانید!!)
آن شنیدم پشه ء زن مرده ای!
پشه زن مرده و افسرده ای!
چون عیالش مرد در مرگش گریست
مدتی بی همسر و بی زن بزیست!
عاقبت گفتند اورا دوستان!
هست فیلی ( ماده) در ( هندوستان)!!
شوهر او زد از این دنیا به چاک!!
زیر ماشین رفت ناگه شد هلاک!!
خواستگاری کن که آید در برت!
چون که تنهایی. شود او همسرت!
این نصیحت پشه را خوشحال کرد!!
زود از این گفتار استقبال کرد
بال پر بگشود در روی هوا
رفت سوی فیل . با شورو نوا
پشه او را خوشگل و زیبا بدید
عشقی از وی آمدش در دل پدید
گفت ای فیل ملوس و عشوه گر!!
از همه خوبان عالم خوبتر!
آن شنیدم شوهرت رفته ز دست
مانده ای تنها که این خیلی بد است
من هم از روزی که بی زن مانده ام
پشه ای آواره و در مانده ام!
حرف مردم را نباید کم گرفت
بایدت این آبرو محکم گرفت
چاره این درد و هم راه علاج!!
ازدواج است ازدواج است ازدواج!!
تو زن من باش من نان آورت!!!!
فخر کن بر شوهر نام آورت !!!
فیل ماده چون شنید این حرف گفت:
ازدواج ما بود یک حرف مفت!
در نظر آور کنون آینده را
کی توانی داد خرج بنده را؟؟!
کودکی آید اگر از ما پدید ؟!
از عجایب باشد و نوع جدید!!
مانع دیگر که اصل مطلب است!؟
باعث تشویش در روز و شب است!!
این که تو در آسمان پر میزنی!
کی دگر روی هوا فکر (( زنی)) ؟؟
شب نیایی گر به منزل . من کجا؟
دسترس دارم به تو ای نا قلا؟؟؟
من چه می دانم کجا خوابیده ای ؟؟
یا برای من چه خوابی دیده ای؟؟
روز و شب من در زمین تو در هوا
وصلتی اینسان نمی باشد روا !!
بی تناسب چونکه باشد ازدواج
جز طلاق آنرا نباشد خود علاج!
این طلاق و این جدایی ها همه
بین آدمها بود بی واهمه!!
پند من بشنو تو در ختم سخن!!
بی تناسب زن مگیر ای هم وطن!!
((( هریک از دوستان اگه ایمیل یک پشه ماده!!
رو داره لطفا با ۱۱۰ تماس بگیره چون من لازم دارم!!)))
با اجازه سهراب سپهری!
((به سراغ من اگر می آیید))
پشت پستویم ! من!
پشت پستو جایی است:
که در آن غوغایی ست!!
پشت پستو که به اندازه دنیای خدا هست گشاد!
هست اجناس زیاد!
پشت پستوی دکان!
پر ز کالاهایی ست!
که خبر می آرند!
از گرانی و تورم ....... کمبود!
یا زجنسی کم یاب!
که زمانی شاید
با بهای آزاد!!
دست یک آدم مفلس !!!! برسد!
(به سراغ من اگر می آیید)
صحبتی از کوپن و از بن و دفترچه و اینها نکنید!!
دل ز اینها بکنید!!
پول بسیار بیارید! فقط پول درشت!!
وبه دندان عجب . گاز نگیرید انگشت!
ورنه هنگام خروج از دکان!
دست خالی ردتان خواهم کرد!
خالی خالی..... نه!!
با2 من طعنه و لیچارو 3 کیلومتلک!!
(( به سراغ من اگر می آیید))
هی نگویید : گرانی چون غول!
همه جا پیش رخ مردم شهر
بازظاهر شده است!!
(( مملی)) یک شبه تاجر شده است!؟!
درعوض آن دگری!!
بس که دنبال برنج و شکرو مرغ دویده همه جا!!
منگ و آشفته دل و غمزده خاطر شده است!!!
رفته !! شاعر شده است!!!
((به سراغ من اگر می آیید))
پول بسیار بیارید !
مبادا که ترک بردارد!
دکور صورت بقالی من!!

سلام
موقعی که پرشن لاگ مرحوم بسته شد!! من به دلایلی نیومدم
بلاگفا و دوستان هم از دست اراجیفهای بنده راحت بودند اما از کسانی
که به من لطف داشتند و حتی یک پست وبلاگش رو به من اختصاص
داد خانوم مرضیه66 بودند که بیش از آنچه که من شایسته اون دوستی
باشم در مورد من نوشته بودند! در حالی که من حتی نمی دونم ایشون
جدا اهل کدوم شهره و حتی ایمیل ایشون رو ندارم! و حالا هم که !!
وبلاگش رو بسته! چرا و به چه علت نمی دونم و حتی دسترسی به
ایشون ندارم که علت رو جویا بشم! و در آغاز سال جدید ما رو بی تبریک
گذاشت و رفت! سنن هم حتما از من خیلی کوچیک تره تا بگم ممکنه از
ترس عیدی دادن در رفته!! ولی بهر حال امیدوارم هم برگرده و هم در
هر کجا که هست شاد و سلامت و تندرست باشه ! اما پستی که در
پایین اومده مال دوران پرشن لاگ هست و تکراری!اما چون از سرقتهای
ادبی اون دوران هست برای یاد آوری دواران بی مزگی سابقم اونو
تقدیم می کنم به همه شما دوستان و اون دوست عزیز که فعلا
( تمامی راهها به سمت مشترک مورد نظر مسدود می باشد)!!
و نمي دانستيم!
که ز واروني بخت
باغبان کرده کمين پشت درخت
من که آن عهد زبل بودمو شيطان وبلا!
از درختي پر بار
رفته بودم بالا!
من شدم غرق شناسايي انديشه يک سيب گلاب!!
که فلک دسته گلي داد به آب!
تو شنيدي که يکي مي آيد!!
تيز در رفتي و با من گفتي:
هاي... هالو.... در رو!!
بنده في الفور پريدم پايين
تا به خود جنبيدم!
باغبان نيز رسيد!
حالتم شد نمکين!!
چشم شهلاي من از ضربت اردنگي آن بي انصاف!
لوچ شد مثل( اوشين)
باغبان گوش مرا سخت کشيد!!
انچنان سخت که پنداشتي از بيخ بريد!
من به ضرب کتک افتاده به خاک
تو زدي از سر ديواربه چاک!
من از آن روز دگر شکر خدا !!!
شده ام ناشنوا!!
ولي از گردش چرخ وايام!
تو وزيري شده اي صاحب نام!!
زن من مي گويد :
اصغري لخت وپتي است
مـملي پاره شده شلوارش!
سقف هم نمناک است!
ما چه سازيم اگر در برود زهوارش؟
با خبر باش که سر مي شکند ديوارش!!!
و من انگار نه انگار که اصلا سخني مي شنوم!!!
مردمان مي گويند:
آي ... اقاي وزير!
وضع ما اشفته است!!
بخت هامان خفتست!!
توي دنيا آيا ؟؟؟
نيست يک تن که به فرياد دل ما برسد؟!!
هاي..... اقاي وزير!!؟؟
وتو انگار نه انگار که اصلا سخني مي شنوي!
بر خلاف کـــــــــري من که ز پيقولاد است!!!
گوش ارباب مناصب کـــــر مادر زاد است